سيد جلال الدين آشتيانى

733

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

الحضرمى عن ابى ذر « رضى اللّه عنه » : خلقت انا و على من نور و كنا عن يمين العرش . . . الخ » . حقيقت محمديه داراى ظاهر و تعين شخصى مادى است ، كه عبارتست از ظهور در نشئه عالم اجسام ؛ در حالتى كه خلق را به حق دعوت نمود ، ظهورى بحسب قوس صعود و نزول در عوالم برزخى دارد ، و ظهورى در مراتب عقول و ارواح ، و تعينى در عالم واحديت و اسماء و صفات دارد و مقام او در اين مرتبه ، داراى بطن و خفائى است كه از آن تعبير بمقام اسم اعظم نموده‌اند . آن حضرت باعتبار انغمار در احديت وجود ، مبدا انبعاث اسم اللّه است كه از ظهور او در مقام واحديت اسماء و صفات تفصيلى حق ظاهر شد . از تجلى و ظهور او در اعيان ثابته ، مجالى و مظاهر خلقى ، تعين خارجى پيدا نمود . اول تجلى او ظهور به صورت عقل اول است . اين تجلى ، باعتبار قوابل متعدد مىشود ، تا برسد بمقام ظهور او در صورت انبياء و اولياء سلف . منشأ تجلى او به صورت انبياء ، تجلى آن حقيقت كلى در اعيان ثابتهء اولوالعزم و غير اولوالعزم از رسل است . بعد از سير و ظهور در صورت شخصى انبياء يكى بعد از ديگر ، كه علت استكمال و ترقى و عروج مقام نبوت بنحو تدريج و تدرج است از مشكاة وجود شخصى خود ظاهر شد و به اين ظهور نبوت به حد كمال رسيد . كتاب آسمانى او مشتمل بر جميع حقايق است . از براى تكميل بعثت و بيان حقايق الهى بنحو تام و تمام از مشكات اولياء محمديين تجلى نمود . ظهور تام و تمام او به‌نحوى كه موجب بسط بساط عدالت و قمع ظلم و جور و ظهور حق به تمام معنى و كلمه گردد تجلى اوست به صورت خاتم الاولياء مهدى موعود در آخر زمان ، صلوات اللّه عليه و آبائه . از او عالم شود پرامن و ايمان * جماد و جانور يابد ازو جان نماند در جهان يك نفس كافر * شود عدل حقيقى جمله ظاهر بود از سر وحدت واقف حق * در او پيدا نمايد وجه مطلق ولايت شد بخاتم جمله ظاهر * بر اول نقطه هم ختم آمد آخر تجلى حقيقت محمديه در اولياء محمديين غير از تجلى در ساير انبياء است .